سوگواره ای برای مردم شهرم

خرید بک لینک


وقتی به شکوه وقدمت شهرمان تکاب فکر می کنم در می یابم آنچه در این عصر خریداری ندارد فرهنگ وهنر است ومدنیت , وقتی خشت خشت شهرم غارت می شود وقتی کوههای وطنم با آن عظمت سر به زمین می سایند وغرور وشکوه خود را به دست غارتگران از دست می دهند واز عرش به فرش می آیند جایگاه هنر وفرهنگ ومدنیت کجای این معادله قرار دارد؟ هنر وفرهنگی که درد و رنج مردمانش را به تصویر وتحریر نکشد پشیزی ارزش ندارد ,ایکاش ما هنر وفرهنگ ومدنیت را نداشتیم, اگر فرهنگ وهنر ومدنیت در محروم نگه داشته شدن است ,اگر فرهنگ به سکوت است وهنربه ترس ومدنیت به محافظه کاری,آرزو می کنم که بی فرهنگ وبی هنر ووحشی باشم
چند روز پیش سفری دو روزه به شهر عشق وعشوه وطنازی یعنی رضائیه داشتم شهری که بر خلاف نظر ستاد احیای دریاچه, شهری پر آب وبا باغ ویلاها وعشرتکده هایی که مصداق "" جنات تجری من تحت الانهار"" است شهری که تاکنون حتی تاسف ونگرانی پوپولیستی مرگ دریاچه را ندارد شهری که از زمان شروع مرگ دریاچه میزان باغات واراضی زیر کشت آن اگر سه برابر نشده باشد وجبی کم نشده است وآنگاه ستاداحیای!!! دریاچه , طرح نکاشت را برای میاندوآب وشاهیندژ وطرح آزاد سازی آب پشت آب بند الغدیر وحذف 90 درصدی طرح پایاب تکاب را پیشنهاد می دهد وبلافاصله اجرایی می شود وبه ریش همه مردم تکاب می خندند و وزارت نیرو وستاد احیا از صدقه سر مردم رضائیه وتبریز 10 درصد آب خودمان را به خودمان تخصیص می دهند چه بذل وبخشش سخاوتمندانه ای!!!
وقتی زیر گذرها وروگذرهای متعدد وبرنامه ریزی مدون شهری رضائیه را دیدم تازه فهمیدم که چطور مرغ سعادت بربام آنها فرود آمده ونعمت را برای آنها به ارمغان آورده واز طرفی برای حال شهرم ومردمم تاسف خوردم که جغد بد اقبالی وشوم شقاوت فرود آمده وبر ای ما غارت, محرومیت, وسکوت وماتم وزندان ارمغان آورده است....
چرا نباید بر حال شهری گریست شهری که قامت شهیدان گلگون کفنش به بلندای ایران است ,وقتی ورودی شهرم را با نماد غارت سرزمینم آذین می بندند وآه از نهاد کسی بلند نمی شود, شهری که نماد هنری چون مرحوم اباصلت صادقی دارد, شهری که دکتر یثربی, دکتر انوری, پروفسور قاسملو و.... هزاران نام آور دارد... وشهری که تاریخ ایران است امروز در لابلای معاملات ومعادلات سیاسی به فراموشی سپرده شده است. شاید روز قدس , روز 22 بهمن , هنگامه انتخابات و... دوباره جزو مردم ایران محسوب شوند, مردمی که یاد گرفته اند باید تحریم را تحمل کنندولی مسئولان تحمل شنیدن مویه وضجه ها ی بیکاران شرمنده اهل وعیال را ندارند, من تحریم را تحمل می کنم ولی اومرا تحمل نمی کند در حالیکه سنگینی تحریم بر دوش من است وسنگینی شکم بر افراشته اش با اوست, شهری که همیشه مردمش پرشور در صحنه حاضرندولی هیچگاه مسئولین برای ارائه خدمت ورفاه پرشور نبوده اند شهری که دستگاههای نظارتی آن فقط ناظرند ومترصد آنند که یک تهدید امنیتی !! را در نطفه خغه کنند
محرومیت , مظلومیت,سوء مدیریت وناراضی تراشی وسیاسی کاری وسرسپرده سالاری بجای شایسته سالاری , تخریب وغارت محیط زیست و شیوع انواع سرطان وبیماریهای مهلک ومرگ دهها انسان بی گناه در جاده های مرگ این شهرستان ودر نهایت سکوت مردم بر این همه کاستی هیچکدام امنیت ملی را تهدید نمی کنند واز این بابت یکی از امن ترین شهرهای ایران است!!!طوریکه تبعیدی ها نیز در این شهر احساس امنیت می کنند.
می دانم این جملات با مذاق بعضی ها سازگار نباشد وچون قبل مواخذه ام خواهند کرد ولی چه باک از زنجیر وتعزیز ونهایتا مردن, مردن در راه رفاه هموطنانم را فوزی عظیم میدانم وباید فریاد این ملت مظلوم را تا عرش اعلا طنین انداز کرد با نوشتار, با گفتار ونهایتا با جان شیرینم وبدانند که من یک جان بیشتر ندارم وآن را فدای عزت ورفاه هموطنانم خواهم کرد هر گز از مرگ نهر اسیده ام با چشمانی باز به آغوش مرگ می روم وتا زنده ام هرگزدست ازمطالبه گری بر نخواهم داشت.یا حق

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 0:13 توسط ابوطالب احمدیان ازبچه های سی متری |
تکاب اخگر...

ما را در سایت تکاب اخگر دنبال می‌کنید

برچسب: سوگواره,برای,مردم,شهرم, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 17:51

صفحه بندی